تبليغاتX
Image Hosted by ImageShack.us
اللهُمَ فكِّ كُلِ أَسير

سعیده کردی نژاد

رمضان پور


حمزه
غالبی


سعید
نورمحمدی


داوود
سلیمانی


علی اصغر خدایاری


شهاب الدین طباطبایی


سعید
 شیرکوند


علی
تاجرنیا


محسن
امین زاده


سعید
شریعتی


محسن صفایی فراهانی


سعید
حجاریان


سیدمصطفی
 تاج زاده


عبدالله
رمضان زاده


محسن میردامادی

همه چیز با رویکرد سیاسی

همه چیز با رویکرد سیاسی

همه چیز با رویکرد سیاسی _(اطلاع رسانی نظر سنجی وغیره)

مطالب مربوط به 16 اذر



کلیپاول صبح11 ظهر دانشگاه هنر
كد:
http://rapidshare.com/files/317628073/honar-1-6azar.3GP.html
این یکی مربوط به درست مقابل دانشگاست6بعداز ظهر ،اونقدر جمعیت از سمت ولیعصر به انقلاب زیاد شد که مجبور شدن 
پیاده رو باز کنند
و جمعیت سرازیر شد و بقیه ماجرا 
نکته جالب اینجاست که برق خیابان مقابل دانشگاه رو قطع کردن والا ضرب شتم ملت با وضوح مشخص بود هر چند شعارها و تهدیدها واضح است
http://rapidshare.com/files/317638337/232323.3GP.html

نگاه شمای رویتر ز
اگر سرعت اینترنت خوبی دارید عکسها و ویدئو ها رو اپ کنید
كد:
http://www.reuters.com/news/yourView/upload
ایمیل های لازمه رو هم دریابید
كد:
:economy@meh
::::::::::::::::___تلوزیون هاو سایتهای خبری خارجی فارسی زبان___:::::::::::::::::
info@peykeiran.com  (پیک ایران)
info@radiofarda.com  (رادیو فردا)
persian@bbc.co.uk ( بخش فارسی بی بی سی)
shoma@bbc.co.uk ( بخش فارسی بی بی سی)
ankbut@voanews.com  (تلویزیون صدای آمریکا)
letters@voa.gov (تلویزیون صدای آمریکا)
negaheshoma@voanews.com (تلویزیون صدای آمریکا)
info@iranpressnews.com (سایت خبری ایران پرس نیوز)
infos@peiknet.com  (پیک نت)
mojcamp
::::::::::::::::___خبرگزاریها وتلوزیون های انگلیسی زبان___:::::::::::::::::
farsi@iba.org.il
webdesk@france24.com ( خبرگزاری فرانسه)
distribution@france24.com ( خبرگزاری فرانسه)
dcouret@france24.com ( خبرگزاری فرانسه)
me@glennbeck.com (سی ان ان آمریکا)
cnn.feedback@cnn.com (سی ان ان آمریکا)
q&a@cnn.com (سی ان ان آمریکا)
CNN.Reply@turner.com (سی ان ان آمریکا)
cnn.onair@cnn.com
GPS@cnn.com
pics@reuters.com (رویترز)****** http://www.reuters.com/news/yourView/upload(بخش آپلود مدیای رویترز)
info@ap.org (اسوشیتد پرس)
contact@alarabiya.tv (العربیه)
distribution@mbc.net (العربیه)
 foxnewsonline@foxnews.com ( فاکس نیوز آمریکا)
yourcomments@foxnews.com ( فاکس نیوز آمریکا)
yourquestions@foxnews.com  ( فاکس نیوز آمریکا)
viewerservices@foxnews.com( فاکس نیوز آمریکا)
foxaroundtheworld@foxnews.com(بخش تهیه برنامه فاکس نیوز آمریکا)
info@asahi.com (آساهی ژاپن)
press.int@aljazeera.net (الجزیره اینترنشنال)
jazeera@aljazeera.net (الجزیره اینترنشنال)
info@aljazeera.net (الجزیره اینترنشنال)
supportnet@aljazeera.net (الجزیره اینترنشنال)
info@dw-world.de  (دویچه وله آلمان)
online@dwelle.de (دویچه وله آلمان)
tb@dw-world.de (دویچه وله آلمان)
you@euronews.net (یورو نیوز)
nocomment@euronews.com
info@euronews.net
press@euronews.net
webmaster@euronews.net
persan@rsf.org  ( سازمان گزارشگران بدون مرز)
comments@your.abc.net.au (ای بی سی)
netaudr@abc.com ( ای بی سی)
cnbcworld@cnbc.com (سی ان بی سی)
bizcenter@cnbc.com (سی ان بی سی)
bbcworld@bbc.co.uk ( بی بی سی انگلیسی)
adsales.bbcworld@bbc.co.uk ( بی بی سی انگلیسی)
worldwidetv.letters@bbc.co.uk ( بی بی سی انگلیسی)
worldservice@bbc.co.uk ( بی بی سی انگلیسی)
worldservice.press@bbc.co.uk ( بی بی سی انگلیسی)
feedback@bbc.co.uk ( بی بی سی انگلیسی)
bbcworldpressoffice@bbc.co.uk ( بی بی سی انگلیسی)
ukfeedback@bloomberg.com (بلومبرگ آلمان)
feedback@bloomberg.com (بلومبرگ آلمان)
__________________با تشكر از  افكس
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 22:42  توسط امیر  | 

16 اذر ماه روز دانشجو مبارک

وعده ما ۱۶ اذر ماه در تمامی دانشگاه های ایران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 10:57  توسط امیر  | 

فيلم از 13 ابان

http://www.youtube.com/watch_popup?v=f5s4iXeQOkE#t=21

حمله به دختر بي گناه


‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى

به پرسش هاي پايگاه اينترنتى "موج سبز آزادى"‏
 
 
‏ ‏متن نامه و پرسش هاي پايگاه اينترنتي "موج سبز آزادي" :
 
‏بسمه تعالى ‏
 
 ‏حضرت آيت الله العظمى منتظرى 
‏ ‏با عرض سلام و ادب 
‏ ‏اميدواريم كه حالتان خوب باشد. از پايگاه اينترنتى "موج سبز آزادى"‏ ‏مصدع اوقات شريف شما مى‎شويم . غرض از مزاحمت اينكه سوالاتى در رابطه با‏ ‏واقعه تاريخى سيزدهم آبان مطرح است كه گمان مى‎كنيم پاسخ هاى جنابعالى به‏ ‏اين سوالات مى‎تواند راهگشاى بسيارى از مسائل موجود باشد و قطعا مورد‏ ‏استقبال خوانندگان و علاقه مندان قرار خواهد گرفت .
‏ ‏از اينكه به ما در محقق شدن اين امر كمك مى‎نماييد سپاسگزاريم . سوالات‏ ‏به پيوست تقديم مى‎گردد و اميدواريم با پاسخ مثبت شما همراه باشد.
‏ ‏با سپاس و احترام فراوان : سردبير "موج سبز آزادى"‏ ‏
 
سوال اول : در نوشته هاى شما اشغال سفارت آمريكا در سال 58 توسط‏ ‏دانشجويان پيرو خط امام يك عمل اشتباه قلمداد شده بود، در حالى كه شما از‏ ‏كسانى بوديد كه در همان زمان از اين اقدام حمايت و دفاع كرديد. علت حمايتتان‏ ‏در آن مقطع از اين اقدام دانشجويان چه بود؟ به چه دليل در زمان فعلى آن را‏ ‏اشتباه مى‎دانيد؟

‏ ‏سوال دوم : نظر شما در مورد قطع رابطه ايران و آمريكا چيست ؟ آيا تداوم‏ ‏اين انقطاع به مصلحت كشور است ؟

‏ ‏سوال سوم : در شرايطى كه روسيه و چين جايگزين آمريكا و اروپا در‏ ‏سياست و اقتصاد ايران شده اند، با آنها چگونه بايد رفتار شود؟ آيا اين ارتباط‏ ‏به صلاح كشور و انقلاب است ؟

‏ ‏سوال چهارم : با توجه به شرايط پس از انتخابات رياست جمهورى ، كه‏ ‏حكومت پشتوانه اعتماد مردم و مشروعيت خود را از دست داده است ، مذاكرات‏ ‏ايران و آمريكا يك مذاكره توأم با عزت است يا مذاكره اى از موضع ضعف ؟

‏ ‏سوال پنجم : معناى استكبار ستيزى چيست ؟ آيا اين اصطلاح به معناى دفاع‏ ‏و مقابله با استكبار است يا به معناى جنگ و ابتداى به آن ؟ با توجه به اينكه‏ ‏قوانين حقوقى بين المللى از طرف اكثريت ملل جهان پذيرفته شده است ، مفهوم‏ ‏استكبار ستيزى در اين شرايط چيست ؟ با در نظر گرفتن منافع ملى چگونه بايد‏ ‏به برخى قوانين ناعادلانه بين المللى واكنش نشان داد؟
‏ ‏‏ ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى :
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
 
‏با سلام و تحيت و تقدير از توجه شما به مسائل مهم و جارى‏ ‏كشور
‏ ‏
‏ ‏جواب 1 - اشغال سفارت آمريكا در بدو پيروزى انقلاب كه مورد‏ ‏حمايت اكثر اقشار انقلابى و مرحوم امام خمينى بود، مورد تأييد اينجانب نيز‏ ‏بود; ولى با آن عوارض منفى و حساسيت شديدى كه بين مردم آمريكا به‏ ‏وجود آورد كه هنوز آثار آن باقى است ، معلوم شد كه كار درستى نبوده ; و‏ ‏اصولا سفارت يك كشور به منزله جزئى از آن كشور است ، و كشورى كه‏ ‏در حال جنگ رسمى با ما نبود اشغال سفارت آن به منزله اعلان جنگ با آن‏ ‏كشور است و كار صحيحى نمى باشد. از قرار اطلاع بعضى از جوانان انقلابى‏ ‏و متعهدى كه متصدى اين كار بودند نيز اشتباه بودن آن را قبول دارند.
‏ ‏
‏ ‏جواب 2 - نظر به اينكه آمريكا باعث كودتاى 28 مرداد بر عليه مرحوم‏ ‏دكتر مصدق و برگشت شاه بود و پس از كودتا هم آمريكا تقريبا همه شئون‏ ‏سياسى و اقتصادى كشور را قبضه كرده و در همه امور از رژيم سابق دفاع و‏ ‏پشتيبانى مى‎نمود و پس از پيروزى انقلاب نيز دارايى هاى ايران را بلوكه‏ ‏كرده و به طور كلى در رابطه با انقلاب برخورد مناسبى نداشت ، در آغاز‏ ‏انقلاب مردم از آمريكا عصبانى بودند و در نتيجه دانشجويان سفارت‏ ‏آمريكا در ايران را اشغال نمودند و آمريكا نيز رابطه خود را با ايران قطع‏ ‏نمود; و بر اين اساس مرحوم امام خمينى تجديد ارتباط با آمريكا را در آن‏ ‏زمان نهى نمودند; ولى واضح است كه چنين حكمى موقتى است و برحسب‏ ‏شرايط سياسى و اقتصادى تغيير مى‎كند، و اين امر در گرو آن است كه اين‏ ‏رابطه به نفع كشور بوده و از قبيل رابطه دو كشور مستقل باشد.
‏ ‏اگر مصالح و منافع ملى اقتضا كند كه با آمريكا رابطه برقرار شود، نبايد‏ ‏زمينه تشنج و بى اعتمادى را با شعارهاى بى محتوا تشديد نمود. بديهى است‏ ‏اسرائيل و لابى آن در آمريكا سخت مخالف رابطه ايران و آمريكا بوده و‏ ‏هست و منافع خود را در بقاى بحران كنونى بين ايران و آمريكا مى‎داند، و‏ ‏متأسفانه سران كشور به اين مهم توجه نمى نمايند.
‏ ‏
‏ ‏جواب 3 - اگر قرار باشد حاكميت ايران در سياست و اقتصاد خود را‏ ‏وابسته به بلوك شرق نمايد و به جاى تأمين مصالح و منافع ملى رضايت‏ ‏آنان را تأمين نمايد، كار غلطى است و مخالف شعار "نه شرقى نه غربى "‏ ‏مى‎باشد كه مردم ما در انقلاب خود روى آن تأكيد داشتند. چه فرقى است‏ ‏بين روسيه و آمريكا كه به اولى بايد تا اين اندازه اعتماد نمود و بيدريغ‏ ‏مقادير هنگفتى از بيت المال را به آنان حاتم بخشى نمود، و با ديگرى حتى‏ ‏حاضر نباشيم كه مذاكره و گفتگو نماييم ؟ حتى اگر احساس كنيم كه اين‏ ‏مذاكره به نفع ملت و كشور است .
‏ ‏
‏ ‏جواب 4 - واضح است كه حاكميت با بحرانى كه به دست خود بعد از آن‏ ‏انتخابات شكوهمند به وجود آورده ، در مقابل دولتهاى مقتدر نمى تواند‏ ‏موضع مستحكمى داشته باشد و هر روز موضعى مخالف روز قبل اتخاذ‏ ‏مى‎كند، و اين امر در نهايت به ضرر حتمى كشور و مردم منجر خواهد شد.‏ ‏قدرت نظام با سركوب و ساكت نمودن اجبارى مردم حاصل نمى شود، بلكه‏ ‏پشتيبانى واقعى و حقيقى و آزادانه مردم است كه قدرت نظام را به وجود‏ ‏مى‎آورد.
‏ ‏به نظر اين جانب حاكميت مى‎تواند با تصميمى شجاعانه و مدبرانه‏ ‏زندانيان سياسى را فورا آزاد نمايد، مطبوعات توقيف شده را رفع توقيف‏ ‏نموده ، و گزينش هاى ادارات و دانشگاهها و به طور كلى دستگاههاى‏ ‏تفتيش عقايد را منحل نمايد و به جاى آن شايسته سالارى را حاكم نمايد; و‏ ‏با اين تصميم انقلابى و خداپسندانه اقتدار از دست رفته را به نظام‏ ‏برگرداند. در اين صورت است كه نظام مى‎تواند در مذاكرات با قدرت و‏ ‏عزت وارد عمل شود.
‏ ‏
‏ ‏جواب 5 - استكبار ستيزى به معناى اعلام جنگ با كشورها و‏ ‏حساس نمودن آنها و دشمن سازى و منزوى نمودن كشور نيست ، بلكه به‏ ‏معناى دفاع از حقوق ملت در مقابل مطامع و زياده خواهى هاى مستكبران‏ ‏است ; و در اين جهت فرقى بين غرب و شرق و حتى افراد مستكبر‏ ‏تماميت خواه و قدرت طلب نيست .
‏ ‏حاكميتى كه مردم را ناراضى و حقوق آنان را مورد تعدى و ظلم قرار‏ ‏داده و افراد زيادى از نخبگان و فعالان سياسى و آزادى خواهان را به‏ ‏اتهامات واهى و خلاف واقع زندانى و محاكمه و محكوم مى‎نمايد، نمى تواند‏ ‏مدعى مبارزه با استكبار و استكبار ستيزى باشد. استكبار ستيزى جز با‏ ‏تحصيل حمايت مردم و تأمين حقوق همه اقشار و تحقق آزادى قلم و بيان‏ ‏عملى نخواهد شد. با چنين پشتوانه ملى است كه حاكميت مى‎تواند در مقابل‏ ‏بعضى تحميلات خارجى ، قدرتمندانه ايستادگى نمايد و واكنش مناسب‏ ‏نشان دهد.

‏ ‏در خاتمه از خداوند قادر متعال توفيق شما عزيزان ، و نيز عزت و‏ ‏سربلندى ملت شريف ايران را مسألت مى‎نمايم .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏12 آبان 1388‏
‏حسينعلى منتظرى

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 1:49  توسط امیر  | 

توقيف محموله ايران توسط كماندوهاي اسرائيلي

توقيف محموله ايران توسط كماندوهاي اسرائيلي
كشتي لهستاني آنتيگا كه حامل كالا از ايران به مقصد سوريه بود توسط كماندوهاي اسراييلي توقيف شد.
:كماندوهاي اسرائيلي شب گذشته در درياي مديترانه نزديك سواحل قبرس و به فاصله 180 كيلومتري سرزمينهاي اشغالي فلسطين، كشتي لهستاني آنتيگا حامل كالا از ايران به مقصد سوريه را بوسيله 13 كماندو توقيف و محبور به حركت به طرف طرف بندر آشتدود واقع در جنوبسرزمينهاي تحت اشغال اسرائيل كردند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه اين كشتي درحال حاضر در اين بندر تحت بازرسي ارتش رِژيم صهيونيستي است. به ادعاي سخنگوي تسال اين كشتي حامل سلاحهاي پيشرفته از طرف ايران به مقصد سوريه و حزب الله و حماس بوده است




کشتی توقیف شده تحت اجاره ایران در آب‌های قبرس


 
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 1:31  توسط امیر  | 

عکس؛ تظاهرات 3 هزار نفری دانشگاه آزاد قزوین

عکس؛ تظاهرات 3 هزار نفری دانشگاه آزاد قزوین

گزارش یکی از خوانندگان: دیروز 13 آبان در دانشگاه آزاد قزوین تظاهرات 3 هزار نفری به یاد 2 دانشجو شهید این دانشگاه (اشکان سهرابی و امیر جوادی فر) شکل گرفت. هر چند رئیس دانشگاه قبلا پیغام داده بود که از تجمعات غیر قانونی پرهیز کنید ولی دانشجویان شجاع دست به تظاهرات بزرگ بر علیه دولت کودتا زدند!!!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 1:22  توسط امیر  | 

13 ابان راهپيمايي طرفداران تغيير


وعده ما  13 ابان 10 صبح ميدان 7 تير 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 17:16  توسط امیر  | 

تشکیل پرونده برای کروبی در دادسرای ویژه‌ی روحانیت

تشکیل پرونده برای کروبی در دادسرای ویژه‌ی روحانیت

 

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، خبر داد که در دادسرای ویژه‌ی روحانیت برای مهدی کروبی پرونده‌ای گشوده شده است. تشکیل پرونده واکنش به افشاگری‌های مهدی کروبی درباره‌ی خشونت و تجاوز در زندان‌هاست.

 

فشار بر مهدی کروبی فزونی گرفته است. بازتاب وسیع نامه‌های سرگشاده‌ی او درباره‌ی خشونت و تجاوز در زندان‌ها از ابتدا با واکنش تند حاکمیت همراه بود و به نظر می‌رسد اکنون این تصور پدید آمده که می‌توانند او را مجازات کنند.

به گزارش "ایرنا"، عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، امروز  (سه شنبه ۲۱ مهر)  در حاشیه‌ی مراسم تودیع و معارفه‌ی سرپرست دادسرای ناحیه‌ی یک تهران، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در مورد اظهارات مهدی کروبی گفته است: «آقای کروبی یک روحانی است و اظهاراتش باید در دادسرای ویژه روحانیت رسیدگی شود.»

جانشین سعید مرتضوی، در توضیح بیشتر گفته است که «کمیته ویژه سه نفره قوه قضاییه پرونده ای را در این زمینه به دادستانی ارجاع کرده که در دست رسیدگی است».

بنابر همین خبر افرادی نیز تا کنون در رابطه با این پرونده به دادسرا احضار شده‌اند.

کمیته‌ی سه نفره

کمیته‌ای که به گفته‌ی دادستان عمومی و انقلاب تهران علیه مهدی کروبی پرونده تشکیل داده است، کمیته‌ای است که وظیفه‌ی اعلام‌شده‌ی آن «پیگیری مسائل و حوادث پس از انتخابات» است.

عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، جانشین سعید مرتضوی: «آقای کروبی یک روحانی است و اظهاراتش باید در دادسرای ویژه روحانیت رسیدگی شود.»عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، جانشین سعید مرتضوی: «آقای کروبی یک روحانی است و اظهاراتش باید در دادسرای ویژه روحانیت رسیدگی شود.»

غلامحسین محسنی ‌اژه‌ای، دادستان کل کشور، در مصاحبه‌ای در تلویزیون شبکه‌ی ۲ در مورد آن گفته است: «این هیئت در زمان آیت‌الله لاریجانی تشکیل شد؛ چندی قبل این هیئت متشکل از حجت‌الاسلام رئیسی، بنده و حجت‌الاسلام خلفی از سوی آیت‌الله لاریجانی دستور گرفت که برای پیگیری مسائل پس از انتخابات و آن چرا که احیاناً جریانات سیاسی و برخی از آحاد مردم مطرح می‌کردند را به صورت همه جانبه پیگیری کند و در نهایت دقت کند که از هیچ طرفی حقی ضایع نشود.»

اژه‌ای در همین مصاحبه می‌گوید: «از روزی که این هیئت تشکیل شد حتی ما روزهای جمعه را هم تشکیل جلسه می‌دادیم در حین بررسی موارد مختلف بودیم که آیت‌الله لاریجانی رئیس قوه قضاییه نامه کروبی را به هیئت واصل کرد.»

کمیته‌ی سه نفره بررسی اظهارات کروبی را می‌آغازد و با خود وی نیز ملاقات می‌کند. مهدی کروبی برخی مستندات در مورد تجاوز در زندان‌ها را در اختیار این جمع می‌گذارد.
اژه‌ای در مصاحبه‌ی ۲۳ شهریور خود گفت که این کمیته به این نتیجه رسیده که همه‌ی اظهارات کروبی نادرست است.

دادستان کل پس از بیان این نتیجه‌گیری از کار کمیته‌ی تحقیق، موضوع تشکیل پرونده برای کروبی را مطرح کرد و در مصاحبه‌ای با کیهان گفت: «رسیدگی به اتهامات آقای کروبی بر عهده دادگاه ویژه روحانیت است و باید آن ها اقدام کنند و مطمئن باشید اقدام می شود. اصولاً دستگاه قضایی در مورد فتنه پس از انتخابات برابر قانون عمل خواهد کرد و به موقع با کسانی که در این آشوب ها نقش داشتند برخورد خواهد شد.»

پاسخ کروبی به گزارش کمیته‌ی سه نفره

مهدی کروبی به گزارشی که هیئت سه نفره ارائه کرد و مضمون آن در مصاحبه‌ی تلویزیونی اژه‌ای آمده بود، با انتشار نامه‌ی سرگشاده‌ای در تاریخ ۲۳ شهریور پاسخ داد.
او در این نامه نوشت که سی-دی‌هایی حاوی مستنداتش به  هیئت سه نفره ارائه کرده، اما آنان به او گفته‌اند که «سی دی که سند نمی شود»؛ آن هیئت  از کروبی پاسخ شنیده است: «مگر در حین ارتکاب تجاوز می‌توانسته ام فیلمبرداری کنم که اکنون فیلم آن را در اختیار شما قرار دهم، و مگر من در محل ارتکاب جرم حاضر بوده ام و نخ انداخته ام که اکنون به شما بگویم چقدر فاصله میان آنها بوده است و آیا شما توقع دارید که من آلات جرم و تجاوز را هم ضمیمه پرونده می کردم؟»

قضاوت عمومی کروبی در مورد هیئت سه نفره این است که «اعضای این کمیته نیز دستور داشته اند که سروته ماجرا را جمع کنند و آنها نیز چنین شتابزده ماجرا را جمع کرده اند.»

کروبی در همین نامه، آگاه از پرونده‌ای که همین کمیته‌ی دادخواهی برای او گشوده است، نوشت: «وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسببان این مظالم، مهدی کروبی را می‌خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند.»

«چرا خاتمی،کروبی و موسوی به دادگاه احضار نمی شوند؟»

به تازگی قاسم روانبخش، سردبیر نشریه‌ی "پرتو"، مبلغ مستقیم مصباح یزدی، در مصاحبه‌با "ایرنا" گفته است: «من متعجب هستم که چرا میر حسین موسوی به همراه مهدی کروبی و محمد خاتمی تاکنون به دادگاه احضار نشده اند؟ چرا باید عوامل اصلی این کودتای نرم آزادانه به فعالیت های آشوب طلبانه خودشان ادامه دهند؟»

بر تواتر انتشار این گونه اظهارات در رسانه‌های دولتی ایران افزوده شده است.

دیروز ۲۰ مهر، اسماعیل کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نیز، خواهان آن شده بود که علاوه بر کروبی و موسوی، محمد خاتمی نیز محاکمه شود.

so
 d  w

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 21:43  توسط امیر  | 

مشکل‌آفرینی اسکناس‌های شعارنویسی‌شده

مشکل‌آفرینی اسکناس‌های شعارنویسی‌شده

 

نمایندگان اصول‌گرای مجلس همصدا با برخی اعضای شورای شهر تهران خواستار آن شده‌اند که اسکناس‌های شعارنویسی‌شده باطل شوند. شعارنویسی روی اسکناس‌ها یکی از روش‌های اعتراض سبزها علیه دولت احمدی‌نژاد است.

 

سردار مرتضی طلایی، رئیس پلیس سابق تهران و عضو کنونی شورای شهر تهران، یکشنبه‌ی گذشته شعارنویسی بر روی اسکناس‌ها را اقدام‌های "مذبوحانه و ضدانقلابی" توصیف کرده و از مردم خواست این اسکناس‌ها را قبول نکنند.

مرتضی طلایی به خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی (ایرنا) گفت، شعارنویسی بر روی دیوارها و اسکناس‌ها «تحت تاثیر و القای شبکه‌های سلطنت‌طلب ماهواره‌ای» صورت می‌گیرد.

به اعتقاد رئیس پلیس سابق تهران، شعارنویسی‌های مخالفان دولت "حرکتی بی‌هدف" است که به نظر وی «تاثیر خاصی در عزم و اراده مردم فهیم کشور ندارد»، اما او از "نهادهای مسئول" خواست، «اجازه ندهند عده‌ای قلیل با تکرار اینگونه رفتارها و بزرگ‌نمایی از این دست اقدامات در رسانه‌های زنجیره‌ای‌شان دست به جوسازی علیه نظام اسلامی» بپردازند.

یک روز پس از اظهارات سردار طلایی، فرهاد تجری، نماینده اصول‌گرای مجلس خواستار "برخورد" با توزیع‌کنندگان اسکناس‌های دارای شعار شد. تجری گفت: «بانک مرکزی باید بدون هیچ درنگی وارد میدان شود و این اسکناس‌ها را ابطال و از چرخه پولی کشور حذف کند.»

این نماینده اصول‌گرای مجلس افزود: «عده‌ای فکر می‌کنند با این دست کارها می‌توانند آرامش و امنیت جامعه را مجدداً بر هم بریزند.»

عزت‌الله یوسفیان، نماینده‌ی دیگر مجلس از فراکسیون اصول‌گرایان، ابطال اسکناس‌های شعارنویسی‌شده را «کمک به ایجاد مجدد امنیت و آرامش در کشور» توصیف کرد و گفت: «ما باید مانع هر اقدامی شویم که در آرامش و امنیت کشور خلال ایجاد می‌کند».

پدیده‌ا‌ی تازه

شعارنویسی بر روی دیوارها تا پیش از انتخابات ۲۲ خرداد امسال، در انحصار دولت و حامیان حکومت بود، اما اکنون معترضان و سبزها به این انحصار پایان داده و دیوارهای شهر و تابلوها و علائم کنار خیابان‌ها را به محلی برای نوشتن شعارهای ضد دولتی تبدیل کرده‌اند.

اما شعارنویسی بر روی اسکناس‌ها، دست‌کم در ابعادی که اکنون در ایران رایج شده، پدیده‌ای تازه و ابتکاری از سوی جنبش سبز است. طرح‌ها و شعارهایی که بر روی اسکناس‌ها نوشته و یا چاپ می‌شوند، بسیار ظریف و با رنگ سبز، رنگ نمادین جنبش سبز هستند. گاه روی اسکناس‌ها پیام‌های رهبران سبزها نیز دیده می‌شود.

به گفته‌ی فعالان سیاسی در ایران، نگرانی دولت آن است که اسکناس‌های شعارهای نویسی‌شده در تداوم گردش خود در حال فراتر رفتن از محدوده‌ی پایتخت و شهرهای بزرگ و راه‌یافتن به روستاها و نقاط دورافتاده کشور است.

شعارهای روی اسکناس‌ها پاک‌شدنی نیستند و چون پول‌اند و دارای ارزش، دور ریختن آنها نیز دشوار است. تنها چاره شاید جمع کردن آنها باشد، اما چون شعارنویسی‌ها ادامه دارد، جمع‌آوری اسکناس‌ها نیز احتمالا نخواهد توانست به این کار پایان دهد.

so

d w

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 21:41  توسط امیر  | 

تامل(برگرفته از روز)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 21:38  توسط امیر  | 

چریک پیر در بیمارستان بستری شد

بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به علت عود بیماری فتق به بیمارستان بقیه الله اعزام شد. به گزارش نوروز، بنا به تشخیص پزشکان بیمارستان بقیه الله، نبوی به جراحی نیاز دارد.

از سوی دیگر بهزاد نبوی که پیش از این به دلیل همین عارضه توسط دکتر ظفرقندی جراحی شده است، ترجیح می دهد برای بار دوم نیز توسط پزشک معالج خود عمل شود، چرا که نمی تواند به پزشکانی که نمی شناسد اعتماد و اطمینان کند.

دکتر ظفرقندی، قبلا به بهزاد نبوی توصیه کرده بود که این عمل جراحی را هر چه زودتر انجام دهد، اما چریک پیر به دلیل مشغله زیاد این کار را به تعویق انداخته بود.

مهندس نبوی به دلیل تأخیر در درمان فتق که اکنون به مرحله حادی رسیده است، دچار افت فشار خون شده که به گفته پزشکان می تواند خطرناک باشد.

بهزاد نبوی که 67 سال دارد، در سال های اخیر عمل قلب باز انجام داده که این مساله نیز نگرانی هایی را نسبت به سلامتی او برای خانواده اش ایجاد کرده است.

بهزاد نبوی که در عرصه سیاست ایران به "چریک پیر" معروف است، روز 23 خرداد بازداشت شد و در حالی که ساعت یازده روز بعد آزاد و به خانه بازگشت، اما نیمه شب همان روز ماموران به منزل او یورش برده و بدون ارائه کارت شناسایی و حکم بازداشت او را مجددا دستگیر کردند.
چریک پیر تاکنون فقط یک بار و با حضور بازجو با خانواده خود ملاقات کرده است. این ملاقات سه ماه بعد از بازداشت او صورت گرفت.

نبوی که سابقه وزارت و نمایندگی مجلس در جمهوری اسلامی دارد، بر اساس اعلام نماینده دادستانی از هرگونه اعتراف دروغ سرباز زده و تنها جمله ای که از او در کیفرخواست آمده، این است: "من به آقای موسوی خیانت نمی کنم". 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 17:7  توسط امیر  | 

با تبانی مالک بزرگ ترين معدن سرب و روي خاورميانه شد

با تبانی در مزایده خصوصی سازی بزرگ ترين معدن سرب و روي خاورميانه، این معدن در کنترل نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران قرار گرفته است.

معدن "انگوران" که به عنوان بزرگ‌ ترین معدن سرب و روي خاورميانه و يکي از بزرگ ترين و استثنايي ترين معادن سرب و روي جهان شناخته می شود، از طریق تبانی سه شرکت خریدار آن در مزایده، عملا تحت کنترل "موسسه مهر اقتصاد ایرانیان" درآمده است. موسسه مهر اقتصاد ایرانیان متعلق به نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران است.

این معدن دو سال پیش به قیمت 600 میلیارد تومان قیمت گذاری شده بود كه در مزایده اخیر با قیمت كف 153 میلیارد تومانی معامله شده است. شركت توسعه معادن روی ایران با پیشنهاد قیمت 186 میلیارد تومان برنده این مزایده شده كه دیوان محاسبات كشور معتقد است این شركت با تبانی انگوران را با كمترین قیمت به مالكیت خود درآورده است.

سه شركتی كه در این مزایده حضور داشته اند در واقع یك شركت هستند چرا كه صد درصد سهام شركت بازرگانی روی و 70 درصد سهام شركت پاسارگاد مربوط به شركت توسعه معادن روی و مابقی در اختیار موسسه مهر اقتصاد ایرانیان است.
این در حالی است که سپاه پاسداران نیز با اخراج رقبا در هفته گذشته از دیروز مالک مخابرات شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 17:4  توسط امیر  | 

پشت پرده جریان شهادت ساختگی سعیده‌پورآقایی چه گذشت؟


براي مشاده بهتر از مروز گرهاي گوگل و مايكروسافت استفاده كنيد

 مهر 88

برنامه دروغ‌پرداز بیست و سی رسانه میلی و غیرملی در ادامه افشای جنایات کودتاگران، پس از ناکامی در پروژه ناکام ترانه موسوی که سرانجام به رو شدن دست قاتلان این دختر جوان انجامید، این بار به سراغ یکی دیگر از قربانیان حوادث پس از انتخابات رفت که این بار به جای قربانی، حیثیت و شرف و آبروی خانوادگی‌ اش را نشانه رفته بود و از آنان به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغاتی و هجمه به احزاب و رسانه‌های اصلاح طلب استفاده کرده بود. سعیده پورآقایی، دختر نوجوانی که خبر شهادتش چندی پیش توسط رسانه‌های اصلاح‌طلب و سایت نوروز منتشر شد، به کثیف‌ترین وجه ممکن به تله‌ای برای رسانه‌های اصلاح‌طلب بدل گردید و با طراحی سناریویی مشمئزکننده از سوی کودتاچیان، این دختر جوان و مادرش قربانی یک بازی سیاسی کثیف شدند که در آن هدف به دام انداختن و ضایع ساختن رسانه های اصلاح‌طلب و ساقط کردن آنان از اعتبار خبری بود. بعد از این سیاه‌بازی که روسیاه اصلی آن کسی جز خود سناریوپردازان کودتاچی نبودند، سایت نوروز، لازم می‌داند جزئیاتی را در رابطه با چگونگی انتشار خبر شهادت سعیده پورآقایی به اطلاع هم‌وطنان عزیز برساند تا معلوم شود، پرده‌نویسان این خیمه‌شب‌بازی ننگین چه کسانی بوده‌اند، اصلاح‌طلبان یا کودتاچیان؟

در اوایل شهریور ماه زنی در تماس با کمیته پیگیری آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات ، که از سوی دو کاندیدای اصلاح‌طلب تشکیل شده بود ، اعلام کرد که فرزندش در جریانات پس از انتخابات کشته شده است. او همچنین اضافه کرد که خودش همسر شهید است و دختر کشته شده‌اش هم تک فرزند بازمانده از آن شهید بوده است که عده‌ای او را به جرم گفتن الله‌اکبر در پشت بام خانه دستگیر کرده‌اند و بعد هم جسدی نیمه سوخته را به وی نشان داده‌‌اند. این زن گفت که از روی خال بدن دخترش وی را شناسایی کرده است.

پس از این تماس بود که نایب رئیس کمیته پیگیری به همراه جمعی از فعالان در این زمینه به منزل این شخص که آدرسی را در خیابان دولت داده بود مراجعه می کنند، در آن جلسه که از قضا در برنامه ساختگی و دروغ صدا و سیما، خانم علی‌نژاد، مادر سعیده پورآقایی نیز به آن اشاره کرد، مدعی می شود که شوهرش جانباز شیمیایی بوده و چند سال پیش فوت کرده است. وی همچنین مدعی می شود که دخترش شبی در حال سر دادن الله اکبر در پشت بام خانه بوده که چند زن چادری وی را به زور از خانه می‌برند.

بعد از مدتی، وقتی وی برای پیگیری به نهاد ریاست جمهوری متوسل می شود مشاور ارشد رئیس جمهور شخصا پیگیر ماجرا می شود و در نهایت به او می گویند برای شناسایی دخترت به سردخانه بیا و در آنجا جسدی که از نیمه به پایین سوخته بوده است را نشانش می دهند و او با شناختن یک علامت بر روی بدن دخترش جسد را شناسایی می کند. در آن دیدار مادر پورآقایی مدعی می شود که به وی شماره یک قبر را در قطعه 302 داده اند که در آنجا دخترش را دفن کرده‌اند.

مادر سعیده در پایان آن دیدار از مهمانان می خواهد تا برگزاری مراسم ختم این مسئله را خبری نکنند و از انتشار علنی آن جلو گیری کنند. تا اینجای امر توجه داشته باشید که منبع همه این اطلاعات، مادر سعیده پورآقایی بوده است و هیچ منبع خبررسان دیگری چنین مدعیاتی را تا قبل از شنیده شدن آن‌ها از زبان مادر این دختر بیان نکرده بود.

از جمله نکات جالب توجه در این دیدار این است که تعدادی مرد در جلسه حضور داشته اند که مادر سعیده مدعی می‌شود همه آنها از اقوامشان هستند. کمی بعدتر، همگی آن افرادی که اقوام سعیده پورآقایی معرفی شده بودند در هجوم به دفتر پیگیری ستاد مهندس موسوی در میدان هفت تیر دیده می شوند.

کمیته پیگیری همان روز به قطعه 302 و قبر معرفی شده توسط مادر سعیده مراجعه می‌کند و با شفگتی تمام مشاهده می‌کند که بر قبری که قبلا هیچ نام و نشانی درج نشده بود و فرد مدفون در آن جزو کشته شدگان بی نام و نشان بعد از انتخابات بود نام سعیده پورآقایی درج شده است.

بعد از برگزاری مراسم ختم در تاریخ 7 شهریور که با توجه به مدعیات مادر سعیده، بزرگان اصلاح طلب نیز در آن شرکت کرده بودند ، خبر این حضور در برخی‌ سایت‌ها منتشر می‌شود و نوروز نیز به نوبه خود به انتشار این خبر مبادرت می‌کند، اما پس از گذشت چند روز کمیته پیگیری ستاد مهندس موسوی با بدست آوردن اطلاعات جدیدی متوجه می‌شود که مدعیات مادر سعیده پورآقایی در خصوص اینکه وی همسر شهید بوده نه تنها صحت نداشته بلکه دروغ محض بوده است. حتی معلوم می‌شود که شوهر این زن و به بیانی دیگر پدر سعیده پورآقایی قبل ازاین مجرم شناخته شده بوده و به زندان نیز افتاده بوده است.

بر همین اساس هم نوروز در تاریخ پنجشنبه 12 شهریور اصلاحیه ای را در سایت قرار داد و در آن به صراحت اعلام کرد که:« پایگاه اطلاع رسانی نوروز به اطلاعات تازه ای در خصوص خانم سعیده پورآقایی که مراسم ختم وی چند روز قبل برگزار گردید به دست آورده است. از آنجا که نقاط مجهولی در خصوص نامبرده مشخص و مبرهن شده است که نوروز از اظهار نظر درباره آن هنوز معذور هست، در حال حاضر برای جلوگیری از هرگونه پیشداوری و قضاوت عجولانه از انتشار این اطلاعات جلوگیری می کند و به همین دلیل تمام اخبار درج شده در خصوص این شخص را از سایت خود حذف کرده تا تمامی جوانب و حاشیه های این مسئله برای دست اندرکاران این سایت روشن گردد.»

در پی مشخص شدن این مسئله مجددا دست اندرکاران نوروز به تحقیق در خصوص دامنه این مسئله ادامه دادند تا در نهایت به این نتیجه رسیدند که خبر از اساس دچار ابهامات و تناقضات فراوان است و حتی با مراجعه مجدد به منزل مادر سعیده متوجه می‌شوند که اساسا چنین منزلی متعلق به فرد مورد اشاره نبوده است و این افراد در آن منزل سکونت ندارند. در نهایت در زمانی که لیست 72 نفره شهداء پس از انتخابات توسط سایت نوروز منتشر شد، دست اندرکاران این سایت نامی از سعیده پورآقایی در آن لیست نیاوردند زیرا در این مورد دچار تردید اساسی شده بودند.

با همه این اوصاف همچنان دست اندرکاران نوروز گمان می کردند که ممکن است مادر سعیده پورآقایی تنها در برخی موارد اقدام به دروغ گفتن کرده باشد و به همین جهت از علنی کردن آن امتناع کرده و تنها به برداشتن کلیه خبرهای مربرط به فرد مذکور اکتفا نموده بودند.

در جریان حمله نیروهای امنیتی به کمیته پیگیری ستاد مهندس موسوی در میدان هفت تیر بود که دست کودتاگران برای سایت نوروز هم رو شد و معلوم شد همان افرادی که در خانه دروغین مادر سعیده پوراقایی نشسته بودند، در آن حمله با حکم وزارت اطلاعات و دادستانی تهران وارد میدان شدند که نشان از برنامه ریزی قبلی این سناریو توسط آنان برای چهره و فیلم سازی های صداوسیما داشت.

درواقع کودتاچیان با طرح این سناریوی ساختگی چند هدف را در آن واحد دنبال کرده بودند، اول ماجرای تجاوز به زندانیان را با این سناریو لوث کنند، و دوم ماجرای دفن مخفیانه شهدا و کشته شدگان را نیز به این طریق زیر سئوال ببرند تا مستمسکی برای حمله و برخورد با سران اصلاح طلب بدین وسیله بیابند.با اینکه کارکرد امپراطوری دروغ در کشور ما با حضور میلیونی تظاهرات مردم سبز در روز قدس بی حاصلی خود را نشان داد و برخورد با سران اصلاحات راخنثی ساخت اما رسانه میلی و غیرملی هنوز اصرار بر دروغ پردازی و انکار واقعیات رخداده دارد چراکه گردانندگان امپراطوری دروغ براین باورند که شاید اندک مخاطبان باقی مانده خود را در غبارپوشی بر واقعیات نگه دارند و این در حالی است که جنایات انجام شده پس ازانتخابات آنچنان چهره واقعی جریان حاکم و کودتاگران را عریان ساخته است که با اینگونه سناریونویسی و دروغ پردازی هیچگونه پوششی بر آن جنایات نمی توان گذاشت و مردم هوشمند ایران به غایت دریافته اند که امروز با چه وضعیت فاجعه باری رو در رو هستند و تلاش اندک ما برای خبررسانی فقط بازتاب اندکی در این باره بوده است.

به نقل از نوروز
+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 17:54  توسط امیر  | 

کروبی از امضاء کردن ابلاغیه دادگاه اش خبر داد

کروبی از امضاء کردن ابلاغیه دادگاه اش خبر داد مناسب چاپ ارسال به دوستان سلام: کروبی با اعلام اینکه برای او پرونده ای تشکیل داده اند تا به دادگاه بفرستند گفت وقتی خواستند برگۀ ابلاغیه را به رویت من برسانند زیر آن نوشتم: برای من فرصت خوبی خواهد بود تا در دادگاه جنایت هایی که روی شاه را هم سفید کرد بازگو کنم و بعد امضا کردم. جمعی از پزشکان و دندانپزشکان عضو هیات علمی دانشگاه بعدازظهر پنج شنبه با حضور در منزل حجه الاسلام و المسلمین کروبی با وی دیدار کردند. به گزارش سلام، این عده از جامعۀ پزشکی که نوعآً از مسئولان و فعالان دانشگاهی در دوران اصلاحات بودند هدف خود را از این دیدار اظهار تشکر از ایستادگی آقای کروبی بر مواضع بحق و مردمی وی در جهت استیفای حقوق آسیب دیدگان و بازداشت شدگان پس از انتخابات و رساندن صدای مظلومیت آنان به گوش مسئولان و جامعه بیان کردند. این جمع خود را نمایندگانی از طرف ملت نامیدند که اراده کرده است نگذارد حقوق اساسی اش که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده و در راس آنها حق حاکمیت بر سرنوشتشان است پایمال شود و از اینکه رهبران جنبش سبز ملت آنان را در این مسیر همراهی و هماهنگ می کنند سپاسگزاری کردند. سپس آقای کروبی با اشاره به صحبت های مطرح شده گفت: من هر کاری را که وظیفه تشخیص بدهم انجام می دهم و هر پیامدی هم داشته باشد تحمل می کنم. ما چیزهایی را در روند انتخابات احتمال می دادیم ولی این میزان تقلب و این گونه برخوردهای خشن با اعتراضات مردمی را پیش بینی نکرده بودیم. فضا را بیش از حد سنگین کرده اند. ما در مبارزات پیش از انقلاب این شدت برخورد و بعضی از این رفتارها را نمی دیدیم. هر حدی از مبارزه، حدی از برخورد را بدنبال داشت ولی الان اصلاً معلوم نیست چرا می گیرند و چرا می زنند. حرمت خانمها خیلی بیشتر رعایت می شد. الآن دختر را جلوی مادرش کتک زده اند و بعد برده اند. ما این کارها را نمی فهمیم. وی دیدار و ارائۀ اسناد به کمیتۀ ویژۀ قوۀ قضائیه در مورد وقوع تجاوز در بازداشتگاهها را بی فایده دانست و با تشریح روند کار، گزارش فوری، بدون بررسی واقعی و جهت دار این کمیته را ناشی از دستور از بیرون برآورد کرد و گفت آنها به سندهایی که من به آنها ارائه کردم توجه نکردند و حرف خودشان را زدند. وی با اشاره به ملاقاتهایی که برخی از سران جناح مقابل با او داشته اند گفت آنها به من می گویند تو تند رفته ای اما با این حال نگران این نوع برخوردها با ما و مردم هستند و به همین دلیل توصیه می کنند پیگیر نباشیم تا اوضاع آرام شود گفت: کسانی که الآن در طرف مقابل تصمیم گیر هستند و حتی موجب نگرانی این افراد نیز شده اند چندان دگم و تنگ نظر هستند که قادر به دیدن واقعیت ها نیستند و ما را دست خالی حساب می کنند در حالی که طرف اصلی آنها مردم هستند که خودشان در صحنه اند و ما به پشتوانۀ حمایت مردم و از طرف آنها پیگیر رأی و حقوق قانونی شان هستیم. کروبی با اعلام اینکه برای او پرونده ای تشکیل داده اند تا به دادگاه بفرستند گفت وقتی خواستند برگۀ ابلاغیه را به رویت من برسانند زیر آن نوشتم: برای من فرصت خوبی خواهد بود تا در دادگاه جنایت هایی که روی شاه را هم سفید کرد بازگو کنم و بعد امضا کردم. وی پیش بینی کرد این دولت به این گونه دوام نخواهد داشت و تأکید کرد ما باید بر هویت خودمان ایستادگی کنیم و بگوئیم خط امامی واقعی ما هستیم و خواهان جمهوری اسلامی به معنای کامل آن می باشیم. وی سپس تأکید کرد باید در راهپیمائی روز قدس شرکت کرده و آن را با شکوه تمام برگزار کنیم.

thnx موج سبز

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 0:38  توسط امیر  | 

اسمشو نبر و لرد سیاه

اسمشو نبر و لرد سیاه


خواهشا یاد هری پاتر نیافتید، من این دفعه شرمنده اخلاق اسلامی خانم رولینگ شدم، چون به محض اینکه فیلم شروع شد، خوابم برد، آن هم من که هری پاتر را ده دوازده بار از اول تا آخر خواندم. به هر حال حتی هری پاتر هم دوره ای دارد و این دوره خواهد گذشت و گذشت. حالا بعضی ها نمی خواهند بپذیرند که لرد سیاه هم باید برود، مساله خودشان است، ولی طبیعی است که دارد یک چیزهایی از آن یادم می افتد، اصولا وقتی دوره اصلاحات گذشته باشد و کسی که قدرت، یعنی منظورم تیغ است، دست اوست، وارد نباشد، آدم نمی تواند خشک خشک اصلاح کند و دائم همه جا قطره های خون سبز می شود، حالا چطوری سبز می شود، خوب! می شود دیگر، ولی همه که طاقتش را ندارند، یک عده ای تا یک قطره خون می بینند، فورا یک چیزهایی یادشان می افتد.

 

منظورم این است که دادگاه امروز، که پنجمین جلسه دادگاه بود، اصولا تفاوت های زیادی با جلسات قبلی آن داشت که در مجموع توجه به این نوع دادگاهها برای همه جای آدم، و بخصوص همانجای آدم خیلی مفید است. من برای اینکه قزلقورت نکنید از این جملات دراز جدید که جای آن ادبیات یک دو سه چهار قبلی آمده است، سعی می کنم بعضی از خصوصیات دادگاه ناآرامی های پس از انتخابات را که امروز برگزار شد، ذکر کنم که ذکرنشده از دنیا نرفته باشم:

 

اول، اینکه امروز در دادگاه یک کار جالبی می کردند و آن اینکه اسم متهم را نمی گفتند، مثلا می گفتند آقای ع.ب. گفت که میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی به دروغهای خود پایان دهند. البته این ابتکار جالب بود، ولی علتش بر ما معلوم نشد، اگر برای حفظ آبروی متهمی است که جرمش اثبات نشده، چه معنی دارد که اسم کسی که متهم است و محکوم نیست، نوشته نمی شود و اسم کسی که متهم نیست، مثلا موسوی یا کروبی یا مهدی هاشمی نوشته می شود؟ اگر قاضی نمی خواهد اسم کسی که مجرم نیست را علنی بگوید، چرا اسم کسی که متهم است نمی گوید، و اسم کسی که اصلا متهم هم نیست می گوید؟

 

دوم، اینکه اکثر متهمان به چیزی اعتراف می کنند که به اتهام شان مربوط نیست. مثلا آقای ابطحی که در ستاد کروبی کار می کرد اعتراف می کند که موسوی تندروی کرده، یا مثلا فلان طرفدار موسوی اعتراف می کند که اتهاماتی که کروبی زده است بی پایه است و تجاوز به زندانیان صورت نگرفته است، یا مثلا کسی که یک هفته قبل از شلوغی های شهر دستگیر شده، اعتراف می کند که دیگران یک هفته بعد از دستگیری او به دستور بی بی سی به خیابان ریختند. یا مثلا احمد زیدآبادی که معتقد بود که موسوی کاندیدای رهبری است، در دادگاه حاضر می شود، به اتهام حمایت از اغتشاشات خیابانی و موسوی. یک کسی هم نیست که بگوید که " اقرار العقلا علی انفسهم جائز" یعنی اقرار آدمهای عاقل در مورد خودشان صحیح است، نه در مورد دیگران. تا حالا ده نفر اعتراف کرده اند که بیست نفر دیگر فلان جرم را مرتکب شدند، این که دیگر اسمش اعتراف نیست.

 

سوم: کسانی متهم به ارتکاب جرمی هستند که نه در مورد آن اطلاع دارند، نه آن کار به نظر جرم می رسد، مثلا آقای عماد ب. اعتراف می کند که تشویش اذهان عمومی انجام داده از طریق اینترنت انجام داده، در سایت مهندس موسوی در روزی که آن سایت فیلتر بوده و هیچ مراجعه کننده ای نداشته است. مثل این می ماند که شما یک روزنامه چاپ کنید و قبل از انتشار آن دستگیر و متهم شوید که مردم را در روزنامه تان منحرف کردید. یا مثلا کسانی متهم به ارتباط با اعضای نهضت آزادی هستند، در حالی که اعضای نهضت آزادی خودشان به هیچ چیزی متهم نیستند. یا مثلا آقای نون کاف اعتراف کرده است که با مهدی هاشمی همکاری کرده است، در حالی که مهدی هاشمی خودش متهم نیست که کاری کرده است که بخاطر همکاری اش کسی زندانی شود. یا مثلا کسی که از سایت صدای آمریکا با ای میل درخواست فیلترشکن کرده است، متهم است که سازگارا در صدای آمریکا فلان حرف را زده است.

 

چهارم: از میان صد نفری که متهم هستند، ده نفرشان تحت فشار شدید اعتراف کرده اند، نود نفرشان هم به هر دلیلی اعتراف نکرده اند، آن ده نفر به جای آن نود نفر دیگر هم مجبورند اعتراف کنند.

 

پنجم: بسیاری از اعتراف کنندگان به انجام اعمالی اعتراف کرده اند که آن اعمال انجام نشده است، مثلا به گفته فرمانده سپاه بیست نفر بسیجی در این وقایع کشته شده اند، در تمام این متهمان محض رضای خدا یک نفر هم متهم نیست که با یک بسیجی درگیر شده باشد، چه رسد به انجام قتل. خشن ترین متهم، جوانی است که نابغه المپیاد ریاضی بوده و یک کوکتل مولوتف درست کرده و در کوچه شان امتحانش کرده و موفق هم نشده است. منحرف ترین متهم هم اعتراف کرده است که قصد داشته کتاب درسی یک جامعه شناس انگلیسی را منتشر کند که موفق به این کار نشده است. ابطحی هم متهم است که در وبلاگش مطالبی می نوشته و از وقتی به زندان رفته، محکوم شده که باید وبلاگ نویسی را ادامه دهد. یعنی واقعا در میان چهار هزار نفر که به اتهام اغتشاش دستگیر شده اند، حتی یکی شان متهم به کشتن بسیجی و آتش زدن اتوبوس و حمله به مقر بسیج نیست؟ و همه شان متهم هستند که ای میل می زدند یا تلویزیون نگاه می کردند یا خبر منتشر می کردند.

 

ایران شده کربلا، مردم چرا نشستین؟

 

درست است که قافیه ندارد، اما قیافه که دارد. یک آقایی به نام دکتر دهقان که به نظر می رسد دکترای روز قدس داشته باشد، و معمولا همان آدمی است که یک هفته دیگر به عنوان برادر ترانه موسوی از کانادا تلفن می زند، یا دو هفته دیگر در روز دانشجو، به عنوان یکی از شهدای دانشگاه حاضر می شود و یک هفته بعد از آن، همان آقا به نام سهراب اعرابی خودش را معرفی می کند و اعلام می کند که من سهراب اعرابی هستم و کشته نشدم و مادر و خاله و عمه و پدرم بازیچه ستاد یکی از نامزدهای شکست خورده انتخاباتی شده بودند و خودش می خواهد حقیقت را فاش کند، و هزار تا چهره تلویزیونی دیگر، این آقای دکتر قدسی دهقان اعلام کرد: " بیداری ملت های مسلمان از آثار روز قدس است."

 

در این چهار پنج روز به وب سایت های رجانیوز و فارس و ایرنا و سایر مراکز تجمع خبرنگاران ورشکسته با تقصیر نگاه می کردم. خبرهای فلسطین شان خیلی جالب است، مثلا در یک خبر نوشته شده که اسرائیل 4567 فلسطینی را کشت، بعد توضیح می دهد که از سال 1967 تا یک سال قبل اسرائیل مثلا 4567 نفر را کشت. یا مثلا توضیح داده که " ناتانیاهو مخفیانه از مقر موساد در تل آویو دیدن کرد" حالا چرا مخفیانه؟ معلوم نیست. موساد که سرویس اطلاعاتی خود اسرائیل است، ناتانیاهو هم که نخست وزیر خود اسرائیل است، مقر موساد هم که در تل آویو است که پایتخت خود اسرائیل است، چه مرضی داشت که مخفیانه بازدید کند؟ یک روز بعد هم همین رجانیوز در خبری اعلام کرده که ناتانیاهو برای یک سفر مخفیانه به روسیه یک هواپیمای خصوصی کرایه کرده است، خاک بر سرهای گدا مثل ایران نیستند که آقای خامنه ای یا مموتی وقتی برای رفتن به توالت می خواهند بروند به فلان شهر، هر کدام از هواپیمای شخصی خودشان استفاده می کنند. آن وقت این اسرائیلی ها ادعا می کنند که کشور مهمی هستند.

 

من فکر می کنم به هزار و یک دلیل ما مردم ایران باید در مراسم روز قدس حضور سبز خودمان را حفظ کنیم، و پیشنهاد می کنم آقای هاشمی هم حتما برای خواندن نماز جمعه بیاید. و از کروبی و موسوی هم می خواهیم که آنها از مردم دعوت نکنند، چون به اندازه کافی پرونده دارند. ضمنا پیشنهاد می کنم که مردم دقیقا همان شعارهایی را بدهند که علیه اسرائیل داده می شود، فقط اسم اسرائیل را نیاورند، مثلا مرگ بر .... اشغالگر، مرگ بر ..........تروریست، ..... آزاد باید گردد، زندانی سیاسی..... آزاد باید گردد، ثوره ثوره حتی النصر( انقلاب انقلاب تا پیروزی)، مردم چرا نشستین ایران شده فلسطین. برادر اسیرم، حمایتت می کنم.

 

من برای اینکه به مخالفان روز قدس اثبات کنم که اعمال اسرائیل در این سالها چقدر بد بوده باید دقیقا بگویم که آنها چه کردند و طبیعتا ما علیه آن کارها باید تظاهرات کنیم، حالا اگر اسرائیل دو سال است که آن کارها را نمی کند، به ما ربطی ندارد. ممکن است صهیونیست ها تصمیم بگیرند همین فردا همه کشور را تخلیه کند و آن را تحویل فلسطینی ها بدهد، ما که نمی توانیم به این دلیل واهی و الکی برنامه روز قدس را به هم بزنیم. ما به رفتارهایی که فکر می کنیم، یعنی هر سال به ما گفته شده که اسرائیل علیه فلسطینی ها کرده، اعتراض داریم. اعتراض مان را هم می کنیم، چه اسرائیلی روی کره زمین باشد و چه نباشد.

 

حتی اگر حماس هم التماس کند و بگوید که ما نمی خواهیم مردم ایران از فلسطین حمایت کنند، ما توی دهانش می زنیم و می گوئیم که مگر سالهای قبل یاسر عرفات از ما می خواست که از فلسطین حمایت کنیم؟ مگر حماس که طرفدار صدام بود، ما طرفدارش نبودیم، شاید آنها مصلحت خودشان را ندانند، ما که برنامه سی ساله مان را تعطیل نمی کنیم، فقط محض خاطر اینکه فلسطینی ها می خواهند یا نمی خواهند. ضمنا از امروز دیگر حتی رفراندوم در مناطق اشغالی را هم قبول نداریم، مگر اینکه فلسطینی ها کودتا کنند که ما بتوانیم قبول کنیم که چیزی عوض شده است، وگرنه یک دفعه دیدی اسما رفراندوم کردند و سر ما را کلاه گذاشتند که ما برای روز قدس حاضر نشویم. در هر حال دلایل ما برای برگزاری روز قدس و مخالفت با اسرائیل بشرح زیر است:

 

- آنها با اسلحه به مردم بی دفاع حمله کردند و آنها را کشتند.

- آنها به زور و با اشغال کشور، میلیونها نفر را از کشورشان آواره کردند.

- آنها صدها نفر را بدون هیچ سلاحی و فقط بخاطر عشق به میهن شان اسیر کردند.

- آنها به زنان و دختران بی دفاع که برای نماز می رفتند و الله اکبر می گفتند با گاز اشک آور و باتوم و اسلحه حمله کردند و حجاب از سرزن مسلمان کشیدند.

- آنها مسلمانان و شیعیان را به بند کشیدند و حتی اجازه نماز خواندن و روزه گرفتن ندادند.

- آنها تمام ارتباطات را با بیرون قطع کردند و صدها نفر را که حتی سنگ هم دست شان نبود، به اسارت بردند و حتی به خانواده های آنان خبر ندادند.

- آنها خانه های رهبران مردم را محاصره کردند و اجازه رفت و آمد به آنان ندادند.

 

می بینید! ما چطور می توانیم بنشینیم در خانه های مان در حالی که چنین ظلمی توسط کسی به کسی دیگر می شود، گیریم فعلا اسرائیل موقتا و برای فریب ملت ها، یک سال است علیه فلسطین کاری نمی کند، بقیه که می کنند.

 

کفار رو ول کن، اصغر رو بچسب!

 

آقا! این برادران و رفقا و دوستان سبز و سبز مشکوک وقتی هیجان زده می شوند یک چیزهایی یادشان می رود، زرتی ضایعات و تلفات وارد می شود. امروز یا فراخوان برای روز قدس دیدم که در آن نوشته شده بود " فراخوان جنبش سبز ایران، در روز مبارزه با کافران و ظالمان به همراه آزادگان و آزاداندیشان، فریاد عدالت خواهی و استبداد ستیزی را یکبار دیگر سر خواهیم داد." ای می خواهم صد سال سیاه فریاد استبداد ستیزی سر ندهی، تو که فراخوانت را به این نمط می خوانی، آبروی هر چه سبز است، می بری. مبارزه با کافران کجا بود؟ ما خودمان جزو کافران هستیم، یعنی اگر قرار باشد، با همین ادبیات حال به هم زن کسی کافر باشد، ما خودمان در صف اول قرار می گیریم. جان مادرتان حواس تان باشد، لطفا فارسی بنویسید، مزخرف ننویسید.

 با تشكر از ابراهيم نبوي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 16:26  توسط امیر  | 

چند تا ....

همدلي قضايي

كوررنگي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 16:23  توسط امیر  | 

محاکمه معترضان انتخابات با ذکر مشخصات و بدون انتشار نام


محاکمه معترضان انتخابات با ذکر مشخصات و


بدون انتشار نام

دادگاه - عکس از فارس

به رسانه ها اجازه انتشار اسامی متهمان دادگاه روز دوشنبه داده نشد

محاکمه علنی شمار دیگری از معترضان به نتیجه انتخابات بحث برانگیز دهمین دوره ریاست جمهوری ایران برگزار شده است.

روز دوشنبه، 14 سپتامبر (23 شهریور)، پنجمین جلسه دادگاه علنی محاکمه شماری از اشخاص بازداشت شده در ارتباط با اعتراض به آنچه که تقلب در انتخابات ایران خوانده شده به ریاست قاضی صلواتی و حضور نمایندگان برخی از رسانه های خبری جمهوری اسلامی در شعبه 15 دادگاه عمومی و انقلاب تهران برگزار شد.

همانند روش جاری در جلسات قبلی محاکمه، در این جلسه هم نماینده دادستان، که احمد علی اکبری معرفی شده، نخست به قرائت کیفرخواست عمومی و ایراد اتهامات عمدتا سیاسی و امنیتی و سپس ارائه کیفرخواست فردی علیه متهمان مبادرت کرد و متهمان در دفاع از خود، ضمن پذیرش کیفرخواست، اتهامات دیگری را هم علیه خود و برخی افراد غیر مرتبط با پرونده مطرح ساختند.

محور اصلی کیفرخواست نماینده دادستان در جلسه روز دوشنبه استفاده از شبکه اینترنت به منظور انتشار اخبار مربوط به اعتراضات مردم به نتیجه انتخابات بود که وی آن را به توطئه دشمنان قسم خورده داخلی و خارجی و تلاش برای ایجاد جنگ روانی و عملیات مخرب تبلیغی علیه جمهوری اسلامی و مقامات آن نسبت داد.

اشاره دادستان به نحوه انتشار اخبار اعتراضات پس از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری است که با توجه به محدودیت اعمال شده بر رسانه های داخلی، اخراج نمایندگان رسانه های خارجی از ایران و نحوه خبررسانی رادیو و تلویزیون دولتی و اخلال در شبکه های ارتباط تلفن همراه، عمدتا از طریق گزارش های خبری و تصویری شهروندان عادی در شبکه های مختلف اینترنتی، در دسترس مردم در داخل و خارج از کشور قرار گرفت.

نماینده دادستان گفت که با توجه به بیش از بیست و پنج میلیون کاربر اینترنتی در ایران و دسترسی به شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، آمریکا و گروه های معاند توانستند، به گفته وی، به یکدیگر متصل شوند و "بستر مناسب فضای مجازی را برای آشوبگران و گروه های تروریستی و هدایت اغتشاشات، تضعیف جایگاه داخلی و بین المللی نظام را به طور هدفمند به اجرا در آورند."

وی همچنین فعالیت برخی رسانه های خبری بین المللی در زمینه خبررسانی را مقصر دانست و گفت "در همین راستا، از سایت های خبری رادیو فردا و بی بی سی و دهها سایت دیگر به روش های مختلف استفاده شد."

نماینده دادستان توضیح داد که از طریق امکانات اینترنتی، بیانیه های کاندیداهای معترض به نتیجه انتخابات و "اخبار و آمار غیرواقعی" انتشار یافت و "اخبار کذب و تحریک آمیز، عکس، فیلم و کلیپ مربوط به وقایع و اتفاقات در جریان اعتراضات، تحریک مخاطبین به اعلام رای و نظرات خود و بحث های دو طرفه و چند طرفه در مورد این وقایع" در دسترس مردم قرار گرفت.

انتشار نحوه برخورد نیروی انتظامی و بسیج

نماینده دادستان همچنین انتشار تصاویر صحنه های درگیری ماموران دولتی با تظاهرکنندگان و "اقدامات نیروی انتظامی و بسیج و نوع برخورد آنها با افراد" را از جمله توطئه هایی دانست که برای تحریک افکار عمومی صورت گرفت.

ندا آقا سلطان

دادستان دادگاه استفاده از اینترنت برای انتشار گزارش اعتراضات را محکوم کرد

پس از ایراد کیفرخواست عمومی، دادستان به قرائت کیفرخواست تعدادی از متهمان پرداخت که رسانه های همگانی تنها با حروف اول نام و نام خانوادگی - ع.م؛ الف. ن.؛ الف. الف؛ م.ن.؛ الف. لام؛ ع.ع. - از آنان یاد کرده اند.

در عین حال، در کیفرخواست دادستان به نحوی که خبرگزاری های داخلی مخابره کرده اند، سایر مشخصات متهمان از جمله نام پدر، سن، محل تولد، محل سکونت، مذهب، سوابق شغلی، سوابق فعالیت های سیاسی از جمله شرکت در اعتراضات گذشته نسبت به برخورد با برخی از فعالان سیاسی ذکر شده است.

مهمترین اتهام اکثر متهمان در این جلسه به انتشار اخبار و گزارش های مربوط به تظاهرات مردم علیه نتیجه انتخابات، و "کشاندن به خیابان ها برای ریختن ترس آنها از حضور در ناآرامی ها" ارتباط داشته و به گفته دادستان، کیفرخواست براساس اعترافات متهمان و مدارک و اسناد مختلف تدوین شده است.

نماینده دادستان در عین وارد کردن اتهامات سنگین امنیتی علیه بازداشت شدگان، از قاضی خواست که در مورد متهمان رافت اسلامی به خرج دهد.

در این جلسه، از جمله یکی از متهمان با اسم اختصاری "ع. م." که از وی به عنوان دبیر سابق دفتر تحکیم وحدت نام برده شده، به اعتراف علیه خود مبادرت کرد.

این متهم، که با توجه به مشخصاتی که خبرگزاری ها انتشار داده اند، عبدالله مومنی، از فعالان دانشجویی است، گفت که مرتکب اقدامات غیرقانونی شده و دلیل آن را شکل گیری تفکر خود در دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان ذکر کرد.

اعترافات متهمان با مشخصات اما بدون ذکر نام

آقای مومنی ضمن قبول تمام اتهامات وارده در کیفرخواست ها، اظهار داشت که اقدامات خود را "قابل دفاع نمی داند" و به جای دفاع از خود در ارتباط با پرونده مطرح شده در این محاکمه، متنی را تهیه کرده که در آن، به جزئیات فعالیت های خود از زمان دانشجویی به بعد پرداخته است.

محاکمات قبلی

نحوه برگزاری جلسات قبلی محاکمه با الزامات قانونی مغایرت داشته است

وی گفت که روز 31 خرداد در ستاد انتخاباتی شهروند آزاد بازداشت شد و یادآور شد که سه بار هم در سال های قبل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده بود.

عبدالله مومنی، که از مسئولان ارشد دفتر تحکیم وحدت بوده است، گفت که پس از جذب در دفتر تحکیم وحدت، متوجه شد که انگیزه های او با هدف های این نهاد تفاوت دارد اما از بیم اینکه "ترور شخصیتی" نشود، به فعالیت خود ادامه داد.

آقای مومنی در این اعترافات گفت که دفتر تحکیم وحدت "به خروج از نظام" رسید و دلیل آن را حضور افراد و تفکرات ناسالم دانست و افزود که "دفتر تحکیم وحدت زمینه نفوذ منافقین (مجاهدین خلق)، گروهک های مارکسیسم، نهضت آزادی، ملی مذهبی ها و اصلاح طلبان را فراهم آورد" هر چند در مورد نحوه همکاری این گروه های متعارض با یکدیگر توضیحی نداد.

در گزارش های خبری از این جلسه، اعترافات چند تن دیگر از متهمان انتشار یافته اما در این مورد که آیا آنان در برابر کیفرخواست دفاعیاتی هم مطرح کردند یا نه خبری در دست نیست.

جلسه روز دوشنبه نخستین جلسه محاکمه معترضان انتخاباتی است که از زمان آغاز ریاست صادق اردشیر لاریجانی بر قوه قضائیه برگزار می شود و ظاهرا به منظور مراعات قانون دادرسی کیفری، با وجود علنی بودن دادگاه و حضور نمایندگان رسانه ها، نشر اسامی متهمان منع شده ا ست.

برخلاف ماده 188 قانون آئین نامه دادرسی، در جلسات قبلی محاکمه معترضان به نتیجه انتخابات، نه فقط اسامی متهمان اعلام می شد بلکه تلویزیون دولتی جریان محاکمه را همراه با اعترافات و حتی مصاحبه برخی از متهمان پخش می کرد که این رویه در جلسه روز دوشنبه تغییر یافت.

در عین حال، مشخص نیست که آیا تخلف از آئین دادرسی کیفری در برگزاری جلسات قبلی به معنی بی اعتبار بودن نحوه برگزاری آن محاکمات خواهد بود و در چنین صورتی، آیا این نقیصه قانونی به بی اعتباری پرونده، توقف پیگرد متهمان و حتی تنبیه قاضی منجر خواهد شد یا نه؟

منبع

bbc

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:49  توسط امیر  | 

نامه عبدالکریم سروش به آیت الله خامنه ای جشن زوال استبداد دینی مبارک

بعد از گذشت سه ماه از کودتای انتخاباتی  و همزمان با روزهایی که جمهوری اسلامی آرایش نظامی به خود گرفته و سپاه پاسداران همه تعارف های سی ساله را کنار گذاشته و رسما وارد صحنه شده است، دکتر عبدالکریم سروش با انتشار نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای، ولی فقیه حکومت جمهوری اسلامی "جشن زوال خشونت" را اعلام و تاکید کرد اعتراف رهبر جمهوری اسلامی به اینکه "آبروی این جمهوری هتک شد" خوش ترین خبری است که درهمه عمر شنیده است.

متن نامه دکتر سروش به شرح زیرست:

عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد. صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند. قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدندوجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند. چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.  شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.

 آقای خامنه ای،

که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟

ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند

که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده

درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما  چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی  از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید.

شادم که آخرالامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش  انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی  دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند.

"پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،" قصه جمهوری ولایی شما بود. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند.

آقای خامنه ای،

می دانم که روزهای تلخ و سختی را می گذرانید. خطا کرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید. از حق بودن و فضیلت بودنش بگذرید. آن را برای رسیدن به حکومتی کامیاب به کار گیرید. این را که می خواهید؟. چرا شیپور را از سر گشاد می زنید؟ چرا میان مردم عسسان و خفیه نویسان و جاسوسان می گمارید تا ضمیر آنان را بخوانند یا به حیله و ترفند، سخنی از زیر زبانشان بکشند، و راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟  مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را، ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نویسندگان را ... آزاد بگذارید ، مردم به صد زبان حکایت خود را آشکارا خواهند گفت و پنجره های خبر و نظر  را بر روی شما خواهند گشود وشمارا در تدبیر ملک وتنظیم نظام یاری خواهند کرد. مطبوعات را خفه نکنید. آنها ریه های جامعه اند. اما شما از بیراهه و کژراهه رفتید. و اینک در طلسم تهلکه ای افتاده اید و قربانی نظام بسته ای شده اید که دیرگاهیست خود آن را آفریده اید، که نه نقد در آن می روید نه نظر، نه علم نه خبر. گمان می کنید با خواندن بولتن های محرمانه و گوش کردن به مشاوران گوش به فرمان، خبرهای کامل و جامع را به چنگ می آورید. اما هم انتخاب خاتمی هم انتخاب سبز موسوی باید به شما نموده باشد که افیون استغنا وافسون استبداد، زیرکی و دانایی را از شما ستانده است. و اینک برای جبران آن گناه ناشی از جهل ناشی از استبداد، دست به ارتکاب  گناهان بزرگتر می زنید. و خون را به خون می شوئید مگر طهارتی حاصل کنید.

 خیانت و تقلب کم بود دست به قتل و جنایت بردید، خیانت و جنایت بس نبود تجاوز به زندانیان را بر آن افزودید، قتل و تجاوز و تقلب هنوز کم بود تهمت های جاسوسی و ناموسی را هم بر آن اضافه کردید. درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید  و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!

 از صبر خدا در شگفت بودم. می دانستم که

 لطف حق با تو مداراها کند               چونکه از حد بگذرد رسوا کند

می دانستم که مادران داغدار و پدران سوگوار در خفا می سوزند و می گریند و به زبان حال و قال با خدا می گویند:

 ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک  ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا (خداوندا ما را از این محیط پرستم نجات بخش وبرای ما یاوری بفرست.)

می دانستم که "چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است." زندانها معبد بود و عابدان روز و شب در سجود، سقوط ولایت جایر را از خدا به دعا می خواستند (و می خواهند).

ندای آقا سلطان که به خاک شهادت افتاد و حنجره اش به گلوله ستم سوراخ شد به درگاه سلطان عالم  نالیدم که بازهم ندای خلایق را نمی شنوی؟ چون عیسی بر صلیب گله کردم که "خدایا چرا ما را رها کرده ای"، مگر سیاهکاران را نمی بینی که سبزها را سرخ کرده اند، مگر عبوسان و ترش رویان را نمی نگری که شیرینی ها را تلخ کرده اند، سوختن خرمن امنیت  و کرامت انسان را می نگری و ذلت اعتراف زندانیان و شوکت شریرانه ستمگران را می بینی و بازهم استغنا می ورزی؟

تا روزی که آن اقرار مجبورانه و مکروهانه یعنی آن کلمات سه گانه را شنیدم: "هتک حرمت نظام" ،که چون حدیث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود. گویی کلمات آن خطیب نبود. کلمات تو بود خدایا که در خطابه جاری شد. دانستم که دست به کار اجابت شده ای و باد را فرمان داده ای تا آتش را به کشتزار فرومایگان  ببرد. سجده کردم و سپاس گزاردم که

آفرین ها بر تو بادا ای خدا               بنده خود را ز غم کردی جدا

آتشی زد او به کشت دیگران             باد آتش را به کشت او بران

آقای خامنه ای،

 می خواهم به شما بگویم دفتر ایام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، آبرویش به یغما رفته است و طشت رسوائیس از بام تاریخ افتاده است. کشف عورت شده است. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاریت خود را باز گرفته است. آن دلیری ها که در کنج خلوت و در پرده تزویر می کردید فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان کارگر افتاده است و دامان و گریبان شما را سوخته است. خائفم که بگویم باب توبه هم به روی شما بسته شده است. شریعت هم از شما شفاعت نخواهد کرد که مشروعیت از شما گریخته است. ایران سبز از این پس دیگر آن ایران سیاه و ویران نیست. سبزی وسپیدی  این جنبش به عنایت و اجابت الهی بر سیاهی جور شما پیشی گرفته است. خاک و آب و آتش و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا به فرمان خدا بر علیه شما بشورند.

 سالها اعوان و انصار شما زیر چتر حمایت و ولایت شما چون شغالان گرسنه در پوستین خلق افتادند و امنیت و عدالت را از مردم ربودند، دهانشان را بستند، عزتشان را ستاندند، راحتشان را گرفتند، گلویشان را فشردند، خون در دل و اشک در چشمشان نشاندند، زهر قساوت را به آنان چشاندند و چون قومی اشغال شده به اسارتشان گرفتند، حقوقشان را پامال کردند، آزادیشان را به تاراج بردند، حرمتشان را شکستند، افکارشان را به سخره گرفتند، دینشان را وارونه کردند، کارخانه مقدس تراشی تراشیدند، و به نام دین خرافه فروختند، کامشان را تلخ و روزشان را شب کردند، دست خیانت در صندوق آراء شان گشودند، و پای اهانت بر کرامتشان نهادند، دانشگاه ها را به دست جهال سپردند، و بیت الاحزانی بنام صدا و سیما را از دروغ و تهمت  انباشتند، و درس غلامی و غمناکی به مردم دادند. نظر حرام نمودند و خون خلق حلال، اجتماعات دروغین و گزاف بر پا کردند، و لاف زنان به مردم دنیا فروختند که همگان عاشقان سینه چاک نظام ولایتند. در زندانها و قتلگاه ها از قتل و تجاوز و تعدی و ضرب و شتم و جرح و شکنجه آن کردند که مغولان نکردند، شرع و قانون را زیر پا گذاشتند، و علم جهل و تعصب برافراشتند، نادانان را بر کشیدند و دانایان را فروکوفتند، لذت را از جوانان و حرمت را از پیران دریغ داشتند، آیت الله های رنگین ساختند و فتاوای سنگین از آنان گرفتند تا نویسندگان و ناقدان را به طناب توحش خفه کنند و به ساطور سبعیت بند از بند بگشایند،  در پی مالیخولیای دشمن ستیزی هر روز مهلکه ای و معرکه ای تراشیدند و جمعی را به بند کشیدند، و اقاریر مضحک بر زبانشان نهادند و کیفرهای مهلک بر جانشان.عمله استبدادنظامی و قضایی بیداد را به نهایت رساندند، گویی نظام قسم خورده بود که از صدام و حجاج چیزی کم نیاورد.

این مکرهای سرد و رندی های واژگونه و زیرکی های ابلهانه، و ستم های آشکار و نهان و زور و تزویر های گران و حق کشی ها و آدم کشی ها و تقلب ها و تخلف های پر عفونت ودراز مدت ، آتشی در وجدان رعیت افروخت که کاشانه ولایت را بسوخت. آن اعتراض پس از انتخابات نه "رزمایش" بود، نه" فتنه" و نه" مسجد ضرار" (که دارالضرب شما هر روز مهری بر آن می زند)، بل طغیان و غلیان غیرت بود بر علیه غارت. وجدانهای بیدار، بر رای خود، بر انتخاب خود، بر حقوق شهروندی خود، بر آزادی اندیشه خود، غیرت ورزیدند و بر غارتگران رای و حقوق و آزادی، آرام و متین شوریدند. دزدان سراسیمه بر خود پیچیدند،ولی ما  صدای خنده خدا را شنیدیم که در فضا پیچید. او از ما راضی بود. دعای ما را شنید و جانیان و بانیان را رسوا کرد. مرگ ترانه (موسوی)، ترانه مرگ استبداد بود.

آقای خامنه ای، بارها حافظان ،حکام جائر زمانه را بزبان رمز موعظه کردند که:

با دعای شب خیزان ای شکر دهان مستیز   در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

و گفتند:

مکن که کوکبه دلبری شکسته شود                چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند

نشنیدند و عاقبتشان را شنیدی.

جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای که پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است (اصلها ثابت  و فرعها فی السماء – سوره ابراهیم). این جنبش شهید سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا کرده است. محصول بیست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه روشنگران و پیکارگران عرصه سیاست و فرهنگ است. بیهوده می کوشید با نظامی گری و انوری پروری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشکنید. خود را مگر بشکنید.

 این نه آن شیر است کز وی جان بری                         یا ز پنجه قهر او ایمان بری

 فرو ریختن رعب رعیت و زوال مشروعیت ولایت بزرگترین دستاورد شورش غیرت بر غارت بود و شیر خفته شجاعت و مقاومت را بیدار کرد. نه تطاول نظامیان نه تجاوز حرامیان،نه خاک افشاندن  در چشم مروت نه باد افکندن  درآستین ژنده قدرت، نه تکیه بر سبعیت حیوانی نه حمله به علوم انسانی، نه مداحی  مداحان مزدور نه شاعری شعر فروشان کم شعور ،هیچکدام قامت مقاومت را خم نخواهند کرد. استبداد دینی رسوای کفر و دین شده است. و در مزرع سبز جنبش هنگام دروی آن رسیده است. ما این را به دعا از خدا خواسته ایم وخدا با ماست.

برگشتن بخت و روزگار شاهدی شیرین تر از این ندارد که عیدهای شما همه عزا شده است. و هر چه روزی شما را می خنداند اینک می گریاند و می لرزاند. دانشگاهی که می خواستید به پابوس شما بیاید، اکنون به کابوس شما بدل شده است. تظاهرات خیابانی، اجتماعات آئینی، رمضان و محرم ،حج و روضه و ماتم همه برای شما نماد نحوست شده اند و به زیان شما روان می شوند.

ما نسل کامکاری هستیم.ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت. جامعه ای اخلاقی و حکومتی فرادینی طالع تابناک مردم سبز ماست.

ما آزادی را ارج خواهیم نهاد و قدر خواهیم دانست، همان آزادی که شما به آن ظلم کردید و قدرش را ندانستید و اکنون مظلمه اش را می برید. فاشیسم مشربان به شما فروختند که آزادی یعنی بوالهوسی و اباحی گری و لاابالی روشی. و ندانستید که شفای امراض مهلک نظام شما در این خجسته آزادی است. بی جهت بدنبال مفسدان اقتصادی می گردید (که در آن هم عزمی و جدیتی نیست). اگر مطبوعات را آزاد می گذاشتید، فسادها را رو می کردند و مفسدان جرات فساد نمی کردند. می گذاشتید نقد شما را بگویند تا شما هم به ورطه استبداد رای و نخوت شوکت و فساد قدرت در نمی افتادید. می گذاشتید سخن راستین مردم را با شما در میان بگذارند تا مستی بی خبری از سرتان بپرد. آنها مدارس میهن اند، نه "پایگاه دشمن." و چه باک که درهای مدارس باز باشد و شما هم در آن شاگردی کنید.

 ما دیانت را هم ارج خواهیم نهاد، همانکه شما آن را بازیچه مصالح قدرت خواستید و بنام آن درس غلامی و غمناکی به مردم دادید و ندانستید که شادی و آزادی با ایمان راستین همپیمانند و اجبار فقیهانه، حریت مومنانه را می ستاند و قدرت شریعت مدار هم قدرت و هم شریعت را فاسد می سازد. حکومت بر مردمی شاد و آزاد و آگاه و چالاک افتخار دارد نه رعیتی دربند و غمناک.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:9  توسط امیر  | 

امپراتوری دروغ

.
کلیت آموزه های اسلامی که بطور اعتباری به سه دسته عقائد ، احکام و اخلاق تقسیم بندی می شوند یک هدف را دنبال می کند و آن بر ساختن انسانی است که در زندگی فردی و اجتماعی پایبندی کاملی به ارزشهای دینی و اخلاقی همچون عدالت ، صداقت ، امانت ،...داشته باشد.
ماه رمضان از این جهت ماه مبارکی برای مسلمانان است که در سایه تمرین روزه داری راه تزکیه نفس و اطاعت و بندگی به درگاه حق هموارترمی شود تا از قید هر بندگی دیگر آزاد شوند و جز بر منهج عدالت و راستگویی و درستی و...راه نپیمایند.
طبعا نظام سیاسی برآمده از آموزه های اسلامی باید تجلی عینی و عالی این ارزشها در عرصه عمل باشد . و خلاصه آنکه در مقام مقایسه نظام های سیاسی موجود در دنیا تنها مزیت نظام سیاسی اسلامی نسبت به دیگر نظام ها را باید در پایبندی تام و تمامش به ارزشهای اخلاقی و در راس آنها عدالت و راستی و درستی دانست.

2.
ماه رمضان از وجه دیگری نیزدر تاریخ اسلام برجسته است و آن به شهادت رساندن اسوه کامل مکتب شیعه و تجلی عالی یک مسلمان در زندگی فردی و اجتماعی و رهبری و اداره نظام سیاسی اسلامی امام علی(ع) است . اما آنچه داغ شهادت این صدای عدالت انسانی در تاریخ را در دل هر انسان عدالتخواه و آزاده ای تازه می کند این است که وقتی خبر شهادت او در محراب مسجد کوفه بدست مسلمانی متحجر در بلاد اسلامی منتشر شد خیلی از مسلمانان از خبردهنده می پرسیدند که مگر علی نماز هم می خواند؟

3.
نویسنده این روایت را بارها و بارها و از دوران نوجوانی در بالای منابر از واعظان و خطیبان روحانی شنیده است و اینها در توضیح این واقعه می افزودند که معاویه با بکارگیری دهها جاعل حدیث و صدها امام جمعه و جماعت و هزاران شایعه ساز آنچنان دستگاه تبلیغی علیه امام علی سامان داده بود که این واکنش طبیعی آن در میان مسلمانان بود .
در واقع معاویه با تکیه بر زر و زور آنچنان دستگاه تزویر و « امپراطوری دروغ »ی را سازمان داده بود که نتیجه اش این بود که آیا علی هم نماز می خواند؟ و به مسجد می رفت؟ و ... و وقتی در نزدیک به 15 قرن پیش بتوان با علی اولین اسلام آورنده ، جان پناه پیامبر در همه لحظه های خطر و مبارزه ، داماد پیامبر، عادل ترین و اخلاقی ترین حاکم از نگاه ما و ... ، آنهم ذیل حکومتی بنام دین و خلافت اسلامی چنین کرد تکلیف دیگر انسانها روشن است .
در آن زمان که ارتباطات در هر وجهش تفاوتی بنیادی با دنیای امروز داشت « امپراطوری دروغ » آنچنان چهره و شخصیت علی را وارونه نشان داده بود تا خلافتی که به سلطنت تغییر ماهیت داده بود با آسودگی خاطر از وجود این اسوه حق بتواند بر بلاد اسلامی و مسلمانانی که در دام این تبلیغات دروغین افتاده اند، بنام اسلام حکومت کند و...

4.
یادم هست که همه واعظان و خطیبان از بیان این واقعه مظلومیت علی را نتیجه می گرفتند و اینکه این داستان تکراری تاریخ در مورد ائمه شیعه و شیعیان واقعی از طرف حکومت های جائر اما بنام اسلام بوده است و اینگونه اسلام امامت را از اسلام خلافت و سلطنت جدا می کردند و به تعبیر دکتر شریعتی جنگ دائمی مذهب علیه مذهب در تاریخ اسلام جاری بود، اما هرگز تصور نمی شد که این تجربه «امپراطوری دروغ» در حکومتی دینی بنام اسلام و شیعی آنهم علیه شهروندانی پایبند به این نظام اما معترض به برخی عملکرد ها و منتقد برخی مسئولین حکومتی تکرار شود .

به راه دور نمی روم فقط از مناظره انتخاباتی اخیر شروع می کنم که در آن رئیس دولت نهم در مقابل نامزد رئیس جمهوری دهم مثل آب خوردن دروغ می گفت و به افرادی که در آن جلسه حاضر نبودند تهمت و افترا می بست و ... و از این طریق و طریق های خلاف قانون و عدالت و مروت و اخلاق دیگر که از روز روشنتر است در پی جمع آوری رای برای تشکیل «دولت اسلامی» بود. در بازتاب به مدعیات کذب وی بود که تابلوی "دروغ ممنوع" بر دستهای بسیاری از شهروندان بلند شد اما ظاهرا رای و نظر اکثریت شهروندان افاغه نکرد و تقلب هم به دروغ اضافه شد و وقتی این شهروندان به اعتراض برآمدند که "رای ما چه شد" آنچنان «امپراطوری دروغ»ی بکار افتاد که نگو و نپرس!

صدا و سیما، مطبوعات وابسته، تریبون نماز جمعه و ... و خلاصه هر فرد و امکانی حکومتی به راه افتاد تا اعلام کنند اینها که برای اعتراض به خیابان آمده اند فریب خورده و عامل بیگانه و در پی براندازی نرم و انقلاب و کودتای مخملی اند، و اینها که کشته شده اند بدست اجیرشدگان خاتمی و موسوی و کروبی بوده اند، و حتی جنایات انجام شده در بازداشتگاهای کهریزک و ... نیز بدست نفوذی های برانداز بوده و سران آشوب و اغتشاش هم دستگیر شده‌اند و در دادگاهها به خطا و اشتباه خود اعتراف کرده اند و خلاصه همه اینان مجرم اند و مستحق برخورد و مجازات اما عوامل و دستگاههای درگیر حکومتی همه پاک و مبرا و اگر هم نیروهای نظامی وانتظامی و بسیج و شبه نظامی و لباس شخصی با تجهیزات جنگی به خیابانها گسیل شده و مختصر برخوردی با مردم معترض داشته اند فقط و فقط برای انجام وظیفه و حفظ امنیت معترضان و جلوگیری از ناامنی و ضرر به کسب و کار مردم بوده است و تعداد کشته ها 29 نیز نفر بوده که 20 نفرشان هم بسیجی بوده اند! برشماری دروغ های شاخدار و بزرگ و متعارضی که از 22 خرداد به اینطرف از دستگاههای رسمی و تبلیغی جمهوری اسلامی ایران پراکنده شده است ازحوصله این مقال خارج است اما اگر فردی همت اینکار را برخود هموار کند کارنامه زشتی است که هیچگونه سخیتی با معیارهای ابتدایی اخلاقی چه برسد دینی ندارد .

5.
آلودگی صوتی ای که گوش هر شهروند آگاهی را آزار می دهد و انسان حیرت می کند که مگر می شود ذیل حکومتی به نام جمهوری اسلامی اینهمه دروغ گفت و تحریف کرد و تهمت و افترا به دیگران بست و...و هیچ فرصتی هم برای دفاع به آنها نداد! و خلاصه سنگ ها را بست و...
آخر چگونه می شود که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران جلسات انس با قرآن بگذارد و تفسیر و وعظ پخش کند و روحانیان عالی مقام در آن حضور یابند و...اما به بدیهی ترین حقوق و اخلاق انسانی پایبند نباشد ؟ و من مانده ام که چگونه این روحانیان انتظار اثرگذاری سخنان و وعظشان را دارند و به این عمل صدا و سیما اعتراض و از حضور در آن خودداری نمی کنند؟ یا تریبون های نمازجمعه که باید محلی برای دعوت به تقوا و راستی و درستی و رحمت و همزیستی و ... باشد تبدیل به مکانی برای درشتگویی و دعوت به برخورد قهرآمیز و بی رحمانه با هر معترض و منتقدی شده است و ... واقعا تصور چنین روزگاری برای فردی چون من ناممکن بود و اینکه بجای شناخت درست مسائل واختلافات فکری و سیاسی و اعتراضات مردم نسبت به نتیجه انتخابات راهی پیموده شود که ماهیت نظامی که تابلوی اسلامی را یدک می کشد به «امپراطوری دروغ» استحاله کند و آنچنان گرد و خاکی بر واقعیت بپاشد که حتی چشمان حقیقت بین نیز به سختی قادر به دریافت آن شوند چه برسد به دروغ گویان و سناریونویسان که خود پیشاپیش در دام این دورغ ها گرفتار آمده و مسیر نظام را به بیراهه برده اند.
اضافه کنم که از قدیم برخی گفتن دروغ مصلحت آمیز را توصیه کرده اند حتی اگر این را صواب بدانیم توجیه اش حفظ جان بندگان خدا بوده است اما در این روزگار دستگاه تبلیغی ای در جمهوری اسلامی به راه افتاده است که برای پوشاندن جنایت و قتل و تجاوز و ... دروغگویی را نه مصلحت بلکه واجب کفایی می داند و این نهایت فاجعه است.
در این ایام هر صدا و ندایی از سوی نهادها و رسانه های رسمی و تبلیغی می شنویم اگر همه اش دروغ نباشد با دروغ آمیخته است و اینکه اتهاماتی را به دیگران می بندند فقط برای حذفشان از عرصه سیاسی ! وخلاصه این «امپراطوری دروغ» می خواهد همان بلایی را بر سرمعترضان و منتقدان مسلمان خود در آورد که معاویه بر سرمخالفان خود و از جمله علی آورد و در طول تاریخ شیعیان همواره افشاگر آن بوده و درسها از آن آموخته اند .
تجربه «امپراطوری دروغ» آنهم در این روزگاران دوام نخواهد داشت چرا که تجربه زندگی در دنیایی که انقلاب و انفجار اطلاعات جزئی از آن را تشکیل می دهد مجال چندانی برای اینکار نمی گذارد به ویژه آنکه این شیوه هیچ سنخیتی با محتوای مدعایی نظام اسلامی ندارد .

6.

جمهوری اسلامی ایران اگر می خواهد بماند باید به راه صداقت و عدالت با همه لوازم و مقتضیاتش بازگردد و قطعا حرکت در این راه است که می تواند اسباب بقا و پایداری نظام را رقم زند و لاغیر .

به نقل از دوست خوبم حنيف

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:7  توسط امیر  | 

کروبی در جمع مردم قزوین تاکید کرد : نگران حذف جمهوریت نظام هستیم/توقیف روزنامه و فیلتر شدن سایت هزین

دبیر کل حزب اعتماد ملی گفت: تا زمانی که زنده باشم از آرمان ها، ارزش های انقلاب و نظام و منافع ملی و جامعه دفاع خواهیم کرد و لحظه ای آن را رها نمی کنم.
حجت الاسلام مهدی کروبی در مراسم افطاری که از سوی ناصر قوامی در شهر قزوین برگزار شد طی سخنانی در جمع حامیان خود در این شهر با اشاره به حوادثی که پس از انتخابات روی داد ادامه این روند را یک نگرانی نسبت به آینده و سرنوشت کشور دانست و گفت : نگران وارد شدن خدشه به جمهوریت نظام هستم ، نگران اين هستيم كه جمهوريت از نظر محتوايي به مرور حذف شده و تنها يك چيز صوري و ظاهري از آن باقي بماند.
شیخ اصلاحات تصریح کرد: جمهوریت و اسلامیت دو مبنای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است که هر دو به هم متصل بوده و تضعیف یکی، ضعف دیگری را در پی خواهد داشت .
حجت الاسلام کروبی افزود: نباید به دلیل عدم مقبولیت جمهوریت توسط یک اندیشه و فکر خاص دلسرد شده و مسئولیت ها را سلب کنیم بلکه باید با تدبیر و دوراندیشی، مصمم و قاطع به کار خود ادامه دهیم.
شیخ اصلاحات اضافه کرد: سختی ها، آزمایش و امتحانی است که باید از آن عبور کنیم تا معنای پیروزی و شکست را درک کرده تا بتوانیم به خوبی اندیشه و تفکرات خود را تبیین کنیم.
دبیر کل حزب اعتماد ملی با بیان اینکه موج عظیم و آرام معترضان به انتخابات موجب افزایش مسئولیت ها می شود، گفت: جریان حاکم به جای ادای مسئولیت، معترضان را سرکوب کرده، مورد ضرب و شتم قرار داد و موجب جان باختن کسانی شد که تنها به نتیجه یک انتخابات اعتراض داشتند و متاسفانه با بازداشت شدگان رفتاری صورت گرفت که موجب شده تا به امروز همچنان
گرفتار حوادث پس از انتخابات باشیم که البته اکنون با مستنداتی که ارائه شد مسئولان متوجه آن شده اند که در کهریزک و امثال آن جنایتی رخ داده است که غیر قابل بخشش است.
کروبی تصریح کرد: برخی مسئولان معتقدند معترضان به تقلب در انتخابات برنامه ای از پیش تعیین شده برای این موضع گیری خود داشته اند متوجه باشند که به مردم ایران توهین می کنند زیرا مردم خود نسبت به شرایط و اوضاع به خوبی آگاهند.
وی در پاسخ به کسانی که تشکیل کمیته صیانت از آرا از سوی اصلاح طلبان را توطئه ای علیه جمهوریت نظام می دانستند، گفت: عملکرد شورای نگهبان در انتخابات های گذشته ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، موجب شد تا در انتخابات اخیر اصلاح طلبان خود در اندیشه نظارت بر روند انتخابات بیافتند بنابراین تشکیل این کمیته در مقابل کارهای غیر قانونی مجریان و ناظران انتخابات بود.
دبیر کل حزب اعتماد ملی اظهار داشت: اگر نسبت به داوری مردم اعتقاد و اطمینان دارید پس چرا هنگام برگزاری هر مراسمی با کلاه خود، سپر و باتوم از آنان استقبال کرده و به میدان می آئید.
کروبی تبعات عملکرد اشتباه برخی ازمسئولان را به ضرر همه مردم دانست . وی افزود: برخی از مسئولان درصورتی که مسئله ای به مصلحت و صلاح آنان باشد، آن را مصلحت نظام می دانند اما اگر این امر به مصلحت آنان نباشد و آنان رادچار مشکل کنند، بیان اینگونه مسائل را به ضرر نظام و خدشه وارد کردن به آن می دانند .
دبیر کل اعتماد ملی همچنین در پاسخ به برخی از دانشجویان و فعالان سیاسی قزوین که نسبت به آینده خود ابراز ناراحتی می کردند، گفت: اکنون وضع به گونه ای است که دستمان خالی است و دیگر در موضع قدرت نیستیم تا بتوانیم از بازداشت ها و برخوردها ممانعت کنیم و تنها می توانیم به چانه زنی بپردازیم .
شیخ اصلاحات ایجاد محدودیت در عرصه اطلاع رسانی رانشانه نگرانی جریان حاکم از افشاگری درباره حوادثی که پس از انتخابات روی داد دانست و گفت : برخی از افشاگری های بنده و اسنادی که درباره آزار جنسی بازداشت شدگان اخیر ارائه کردم موجب محدودیت در انتشار روزنامه و سایت اعتماد ملی شد ولیکن مسئولان بدانند که هیچ گاه توقیف یک روزنامه یا فیلتر کردن سایت مانع از انتشار خبری نمی شود . مطبوعاتي ها نیز نگران نباشند چرا که يك روزنامه تعطيل شد يك روزنامه ديگر راه اندازی می شود و هیچ گاه شرایط این گونه نخواهد ماند .
وی با بيان اينكه نبايد با هیاهو صورت مسئله حوادث اخیر را پاک کنیم گفت: بايد آسيب شناسي كرده و مقصر را پيدا كنيم ، بايد معلوم شود چرا و از كجا خورده ايم.
کروبی اظهار داشت: متاسفانه هنوز نتوانستیم اوضاع بعد از انتخابات را ساماندهی کنیم که امیدوارم با تدبیر مسئولان و به ویژه تلاش های مسئولان قضایی هرچه سریعتر به سمت آرامش حرکت کرده و تمام زندانیان حواداث اخیر آزاد شوند.
وی در نهایت تاکید کرد: حوادثی که روی داده نشان می دهد که روزهای سختی را پیش رو داریم ولی باید درراستای فکر و اندیشه که بدان اعتقاد داریم ایستادگی کنیم و به تقویت کار تشکیلاتی و فردی بپردازیم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:3  توسط امیر  | 

حکومت فعلی نه جمهوری است و نه اسلامی

آیت الله العظمی منتظری در پاسخ به نامه 293 روزنامه نگاران و نخبگان و روشنفکران کشور نوشت که: "این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی".

این مرجع منتقد حکومت نوشته است: "اینجانب بارها تذكرات و پیشنهادهایى را براى بیرون رفتن از این بحران ویرانگر ارائه نموده ام، ولى ظاهرا حضرات براى رسیدن به مقاصد دنیوى خویش چنان چشم و گوش و دل بر حقایق بسته اند كه نه مِبینند و نه مِشنوند، ولى از آنجا كه هنوز مبارزات با رژیم گذشته در اذهان بسیارى از افراد زنده است و در میان سردمداران حكومتى بعضا كسانى هستند كه خود طعم شكنجه و زندان و... را چشیده اند اینجانب هنوز نا امید نیستم و امیدوارم تا كاملا دیر نشده مسئولین امر به خود آیند و بیش از این وجهه نظام جمهورى اسلامى را در بین توده هاى زجر كشیده و سیلى خورده ایران و در سطح جهانى خدشه دار نكنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند."

آیت الله منتظری در ادامه اینگونه گفته است: "امیدوارم مسئولین امر از این راه انحرافى كه در پیش گرفته اند دست برداشته و حقوق از دست رفته مردم را استیفا نمایند، خسارات را جبران نموده و بى گناهان را بیش از این در زندان نگه ندارند، و با پایان دادن به سناریوهاى نمایشى دادگاهها و پخش اعترافات آنچنانى بیش از این قضاء اسلامى را مسخره نكنند; و یا لااقل شجاعت این را داشته باشند كه اعلام كنند این حكومت نه جمهورى است و نه اسلامى و هیچ كس هم حق اعتراض و اظهارنظر و انتقاد ندارد."

 

حقوق دریافتی بابت ظلم به مردم حرام است

آیت الله منتظری همچنین روز گذشته به سئوال تعدادی از مقلدان که در خصوص حقوق كارمندان رادیو، تلویزیون و یا روزنامه هایی که به گفته این مقلدان اقدام "به نشر اكاذیب و دروغ و دوركردن ذهن جامعه از روی واقعیتها مشغول فعالیت هستند" یا حقوق پرسنل نیروهای انتظامی كه "با مردم برخورد شدید می كنند و یا در اعتراف گیری ها كار می كنند" پاسخ داد. این مقلدان پرسیده بودند که تکلیف خانواده این افراد كه از این پول استفاده می كنند چگونه است آیا فرزندان و همسر این افراد می توانند آنها را را ترك كنند؟

در این زمینه نیز آیت الله منتظری به صراحت پاسخ داده که: "اخذ اجرت در قبال خدمت به مردم عزیز و انجام كارهای حلال مانعی ندارد اما ظلم به هر شكل آن حرام و غیر جایز است و اجرت دریافتی در قبال ظلم به دیگران هم حرام است. ان الله اذا حرم شیئا حرم ثمنه".

پیش از این نیز آیت الله صانعی مرجع تقلید دیگر شیعه در فتوایی همکاری با دولت جدید را حرام اعلام کرده بود.

thn sara es

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:4  توسط امیر  | 

 
<